#دوست_دارم_تو_چی_پارت_97

نیشگونی از بازوش کندم و گفتم:
-بروبابا..مهریه ای که واسم در نظر گرفت بسشونه.واییی ببین پشمای مامانش ریخته بود.
هانیه: مگه چقدر مهریت؟
- ۱۰۰۰ سکه بهار ازادی ۱۰۰۰ گل رز زرد با ویلا شمالی که تازه درست کردن و
میخواستن واسه تولد مستعان بهش بدن و به من دادن. تازه من خودمم یه چیزی به مهریم
اضافه کردم.
هانیه: چه رویی داری تووو!
بهار: دیگه چی؟
ابروهام و بالا انداختم و گفتم:
-یه کیلو بال مگس.
بهار: اسگل اونجوری طلاقت و دیر میده که تا ی کیلو بال مگس پیدا کنه.
جمله ی بهارو توذهنم تکرار کردم...وااااای بدبخت شدم که؟؟
"بهار"
هعی، چقدر سریع یه ماه گذشت !امشب عروسی صوری بهترین دوستمه.
آرایشگر: چشماتو باز کن گلم!
چشمام و باز کردم نگاهی به ایینه مقابلم انداختم.خوبه! یه ارایش لایت که خودم خواسته بودم
با موهای باز،موهام و باز درست کردم چون مجبور بودم لختی بدنم و بپوشم.
هانیه: بهار من چطورم؟
نگام سمت هانیه رفت. اومم خوردنی شده بود.ولی باید قبول کنم هدیه ازهممون بهتر شده.
-خیلی خوب شدی!هدیه توله سگ و دیدی؟
هانیه تک خنده ای کرد و گفت:
هانیه: اره، امشب اقا دوماد قول و قرارارو یادش میره.
خندیدم و لباس بادمجونی رنگ ماکسیم و تنم کرد.خداروشکر زیپش بغل بود.از اتاق اومدم
بیرون. هوف دوباره این رفت توفکر!
-هدیه،بس کن الان فیلمبردار میاد بااین ریخت و قبافه میخوای ظاهرشی؟
هدیه پوزخندی زد .
هدیه: ده بیست تومن پول ارایشگر دادن از لولو به هلو تبدیل کردن. نگران نباش.

romangram.com | @romangram_com