#دوست_دارم_تو_چی_پارت_80

بدون هیچ حرفی از جاش بلند شدو از اتاق زد بیرون وارد دسشویی شدم. قبل از اینکه بکشم
پایین چشمم به ایینه افتاد. پشمام! این منم؟ .موهام فرشده جمع شده بود بالا سرم دماغ و
چشمم باد کرد بود و این چیه؟ نزدیک آیینه شدم. ایییی اب دهنم چرا ریخته؟صورتم و شستم
و بعد از انجام عملیات از دسشویی اومدم بیرون. کشو هارو تک تک باز کردم و تونستم یه
شونهپیدا کنم. با بدبختی موهام و شونه کردم و دم اسبی بستم لباسمم تو تنم مرتب کردم و
رژم و زدم. از اتاق اومدم بیرون تا خواستم از پله ها برم پایین صدای داد مستعان از اتاق
بغلی اومد. پاورچین پاورچین رفتم و پشت در وایستادم.
مستعان: اومده که اومده!مگه من گفتم بیاد؟
چند لحظه سکوت شد.بعد با صدا اروم تری گفت:
مستعان: عه اینجوری مامان خانوم؟اصلا من ازنگین خوشم نمیاد.
مستعان: من از یه نفر دیگه خوشم میاد و هرموقع هم بخوام ازدواج میکنم خداحافظ.
تا اومدم از در فاصله بگیرم در سریع باز شد.کمرم خم موند. سرم و اوردم بالا و با دیدن
قیافه اخمو مستعان کمی ترسیدم.
مستعان: چرا فالگوش وایستادی؟
فضول عمه قشنگته. بچه پرو،انگار کی هست؟
-بااون دادی که شما زدین توجه عمه منم جلب میکردی.در هرصورت من پوزش میخوام.
بدون اینکه منتظر جوابش بمونم از پله ها رفتم پایین و دریخچال و باز کردم. اوم خب چی
بخورم؟ ماهی تابه کوچیک و برداشتم و کمی روغن ریختم توش و بعدش رب و زدم و بعد
از چند دقیقه تخم مرغ و زدم. نونم گذاشتم رو شعله گاز تا بسوزه اومم.به به،املت و نون و
جلوم گذاشتم و مثل قحطی زده ها مشغول خوردن شدم.
"هانیه"
با غیض سبدو از ارمین گرفتم. بچه پرو!سلیقه نداره دست میزاره رو چرت و پرت ترین
چیزا.
آرمین: اوه. خب چیه؟مثلا میخوای بگی پشمک دوست نداری؟
-اره ندارم.چرا پول الکی خرج کنیم؟
آرمین: قرار پولشو من بدم نه تو .پس این اینجا)پشمکش و انداخت تو سبد(
-باشه. برو ببین خریدای بهارو وکوروش تموم شده؟)تا خواست دهن باز کنه گفتم(بدو دیگه.

romangram.com | @romangram_com