#دوست_دارم_تو_چی_پارت_117
مین به جاده نگاه کردم که خسته شدم. سرد گفتم:
- موزیک نداری؟
زیر چشمی نگاهش کردم پوزخندی زد.
مستعان: موزیک و با همسرت گوش کن. جدی گرفتیا؟
جوابش و ندادم و به جاده خیره شدم. کینه شتری داره چرا؟
باصدای زنگ خوردن گوشیش. سرم و برگردوندم و چشمام و ریز کردم تا بدونم کی زنگ
میزنه؟ که با جمله ی "بزار رو اسپیکر ببینم کیه؟" دلم و شاد کرد.کاری که گفت و انجام
دادم مامانش بود.
مستعان: سلام مامانه گلم!
مامانش: سلام پسرم خوبی؟
مستعان: مرسی تو خوبی مامان؟ بابا خوبه؟
مامانش: هممون و خوبیم. زنگ زدم راجبه اون مهمونی که گفتی حرف بزنم.
مستعان دنده رو جابه جا کرد وبا شک گفت:
- مهمونی؟
مامانش: اره دیگه همون که گفتی واسه جبران بد رفتاری هدیه میزاری.
چشمام ناخداگاه گشاد شد. چرا؟؟
مستعان: من و هدیه قرار بریم ماه عسل حالا برگردیم تصمیم میگیریم.
سرم و انداختم پایین و سعی کردم ذوقم و پنهون کنم. چقدر خوب جوابشو داد عررر.!
مامانش نفسش و حرصی داد بیرون و گفت:
-خوش بگذره. فعلا پسرم.
مستعان: فعلا مامان.
تماس قطع شد و مستعان ماشین و یه گوشه پارک کرد. بعداز پارک کردنش به سمتم
چرخید که خودم و نزدیک شیشه بردم. لبخند شیطونی زد وگفت:
مستعان: چقدر ذوق کردی؟ راستشو بگو.
خودم و زدم به اون راه.و گفتم:
- وا؟ واسه چی ذوق کنم؟بعدشم اصلا خوشم نیومدا حال تورو پرسید حال من و نه. بعدترشم
من کی بد رفتاری کردم؟ بابای توام بشینه رو پای دختر خالش مامانت همینو میگه؟
romangram.com | @romangram_com