#دوست_دارم_تو_چی_پارت_113

-میرم حاضرشم.
منتظر جوابش نموندم و به سمت اتاق رفتم. در کمدو باز کردم و مانتو جلو باز کرم رنگم و
با شلوار مام ابی روشنم و شال سورمه ایم پوشیدم و رژ صورتیمم زدم. گوشیم و انداختم تو
کیفم و از اتاق اومدم بیرون که همزمان با ورود مستعان شد.....
نگاهی به لباساش انداختم . پیراهن سفید و شلوار زغالی. نگام و ازش گرفتم و درحالی که
به سمت شارژر میرفتم تا گوشیم و بردارم گفتم:
-الان کجا میریم؟
مستعان: با بچه ها میریم بیرون.
گنگ نگاش کردم. و پرسیدم:
-بچه ها؟
مستعان: هوف. کمتر سوال بپرس. من رفتم منتطرتم پایین.
ایشی گفتم و به سمت در خروجی رفتم وکتونی طوسی رنگم و پوشیدم و باهم سوار
اسانسور شدیم .
"بهار"
-اقای کریمی یعنی چی؟
صابخونه: من پسرم داره برمیگرده به خونم احتیاج دارم.
- ما یه سال اجاره کردیم هنوز چندماه مونده.
صابخونه: پولتونو پس میدم شبتون بخیر.
-اقااا...
اه لعنتی قطع کرد. نگاهی به هانیه کردم که لباسشو عوض کرده بود و اماده رفتن ب بیرون
بود.
هانیه: چیشده؟
-مردم چقدر عوضی شدن. میگه خونم و میخوام.
هانیه: اگه لج کنه چی؟
کفری از جام بلندشدم و گفتم:
-مام لج میکنیم. ارمین نگفت کجان؟
همزمان زنگ خونه به صدا دراومد ایفون و برداشتم.

romangram.com | @romangram_com