#دوست_دارم_تو_چی_پارت_101
هاشونو دور دیدن این غلط و میکنن. اهنگ ترکی پخش شد و مشغول رقصیدن شدن. انقدر
خوب رقصیدن که یادم رفت تموم بدبختیای زندگی نکبتیم و....
دیگه اخرای مراسم بود و خوشحالم از اینکه میتونم برم و چشمم به قیافه پدرو مادرم نخوره
و شرمندشون نشم.
مستعان: کجای تو؟
کلافه پوفی کشیدم و بی حوصله گفتم:
-کی میریم؟
مستعان: بیا بریم عروس کشونه.
چیزی نگفتم و دنبالش راه افتادم.نزدیک ماشین شدیم و قبل از نشستنم تو ماشین سها اومد
نزدیکمون.پوف، همین و کم داشتیم.
سها: تبریک میگم بهتون !خوشبخت شید.
سرد گفتم:مرسی!
که نیشش و باز کرد و گفت:
سها: ظاهرا بی حوصله و رنگ پریده ای؟
مستعان: تبریکتو گفتی میتونی بری.
نیشخندی زدم و سوار ماشین شدم. مستعان تور لباس عروسم و جم کرد و درو بست. اهنگ
"تورو دوست دارم" بابک جهانبخش و پلی کرد و ماشین به راه افتاد. نگاهم به سمت پنجره
رفت که دیدم هانیه داره بال بال میزنه.
-شیشه رو بده پایین!
مستعان شیشه رو دادپایین روبه هانیه گفتم:
-چیه؟
هانیه: این چه اهنگیه؟یه اهنگ شاد بزارید.
-برو بابا.
شیشه رو کشیدم بالا که دست مستعان به سمت ضبط رفت و بعد از دوسه تا اهنگ، ** پخش شد. نتونستم خودم و کنترل کنم. همزمان با اهنگ دوتا دستم و
بردم بالا سرم و تکون میدادم. متوجه نگاه خیره مستعان شدم. صدای صبط اوردم پایین و
شرمنده گفتم:
-تقصیر خودت بود خو!
romangram.com | @romangram_com