#دنیای_راز_مینا_پارت_97
-طاعون از شرق رازمینا شروع شده.
صدای پادشاه بود؛ همون کسی که تو مراسم ازدواج شاهزاده ازم تعریف کرده بود. شنل پوش گفت:
-چی؟
زنی عصبانی گفت:
-همهش تقصیر اون انسانه! نحسیش رو به اینجا هم آورده.
شنل پوش:پادشاه، ملکه اول از صحت این مطلب مطمئن بشید!
پادشاه:مطمئنم!
-آخه چهجور همچین چیزی ممکنه؟ چند قرنه که ما مریضی به اسم طاعون نداشتیم؛ فقط از شنیدهها و کتاباست!
ملکه:شنل پوش خودت رو گول نزن. همهش زیر سر اون دخترهاس! تو رو اینجا نیاوردیم که از طاعون مطلعت کنیم، باید اون دختر رو بکشی و این سرزمین رو نجات بدی.
-چرا من؟
پادشاه:ما حاضریم معامله کنیم.
شنل پوش خنده خبیثی کرد و گفت:
-اگه اون دختر نابود شد؛ اما طاعون بیشتر شد چی؟
romangram.com | @romangram_com