#دنیای_راز_مینا_پارت_91
با داد گفتم:
-چی؟
دو طرف شونهام رو گرفت و گفت:
-اگه میخوای باهاش معامله کنی بدبختت میکنه!
-چرا؟
با حرص دست کشید دور لبش و گفت:
-اون از اریس بدتره، میفهمی؟
من که پاک گیج شده بودم گفتم:
-چه کاری واسهت کرد که بچهات رو خواست؟
-من و همسرم بچهدار نمیشدیم. ازش خواستیم کاری کنه ما هم طمع پدر و مادر رو بچشیم. درسته بهمون فرزند داد؛ اما همون موقع تولد پیداش شد و گفت شما هم باید دینتون رو به من ادا کنید. ما هم چون خیلی ازش ممنون بودیم حاضر بودیم حتی کل ثروتمون رو بهش بدیم؛ اما اون ازمون چی خواست؟
با داد گفت:
-بچهمون رو!
ناباور نگاهش میکردم که دویید سمت در ورودی، یهو برگشت سمتم و گفت:
romangram.com | @romangram_com