#دنیای_راز_مینا_پارت_90
-اون شیطان زندانیم کرده.
-شیطان؟
-شنل پوش.
-چرا؟
-چون نتونستم کاری که ازم خواسته بود رو انجام بدم.
دستاش باز شد، با ترس بهش نگاه کردم. مچ دستاش رو مالش میداد و گفت:
-اگه بفهمه تو من رو نجات دادی میکشتت!
بعد دویید سمت در و منم همراهش دوییدم. از دیوار رد شدیم، گلدون رو سرجاش برگردوندم. داشت از پلهها پایین میرفت که گفتم:
-صبر کن!
قدماش رو کندتر کرد و گفت:
-بله؟
دوییدم تا بهش برسم. همینجور که نفس نفس میزدم گفتم:
-مگه چی ازت خواسته بود؟
-بچهام رو!
romangram.com | @romangram_com