#دنیای_راز_مینا_پارت_83


-از کجا بدونم تو هم زیر حرفت نمی‌زنی و نفرین من رو برمی‌داری؟

-از تمام مردم این سرزمین بپرسی بهت میگن شنل پوش هیچ‌وقت زیر معاملش نمی‌زنه.

درست حدس زده بودم اسمش شنل پوش بود. به جای اون من پوزخند زدم و گفتم:

-بیشتر مردم از حضور تو تو جنگل می‌ترسن نه چیز دیگه!

-اون مردم نمی‌دونن شنل پوش همون کسی هست که راجع بهش داستان می‌بافن.

حرفی نداشتم بزنم، دستاش رو کوبید به هم و گفت:

-معامله رو قبول می‌کنی؟

با این‌که نمی‌دونستم چی ازم می‌خواد؛ اما قبول کردم.

- بهتره بریم خونه من تا با هم صحبت کنیم.

بدون هیچ حرفی پشت سرش راه افتادم. بعد از چند دقیقه رسیدیم. مسیر پشت خونه رو پیش گرفت که دنبالش رفتم. این‌جا چه خبره؟! جوری که من حدس می‌زنم انگار این‌جا عصاره یا هم‌چین چیزی درست می‌کنه! ظرف‌های سفالی کنار هم دیگه، کیسه‌های پر از گیاه‌های مختلف آویزون به درخت و روش قدیمی برای درست کردن عصاره! دور تا دورم رو نگاه کردم. شنل پوش نبود. شونه‌ام رو انداختم بالا و رفتم سراغ گیاه‌ها! همین‌جور باهاشون ور می‌رفتم که دستم خورد به یه ظرف سفالی، خواست بیفته که توی هوا گرفتمش. در ظرف رو باز کردم. بوش خیلی خوب بود؛ بوی گل رز می‌داد. چیز بدی نباید باشه، قلپ قلپ خوردمش. به به خیلی خوب بود! بازم بگم از اینا بهم بده، یه دفعه یه سر گیجه خیلی شدید گرفتم. دستم رو گرفتم به میزی که از چوب بود. به همون سرعت که اومده بود به همون سرعتم خوب شدم. حتما چند روزه غذا درست نخوردم فشارم می‌افته. روی میز یه کتاب با جلد مشکی بود. کنجکاو شدم و برش داشتم. ورق زدم، در کمال تعجب می‌تونستم بخونم! دست خط‌شون مثل ژاپنی، انگلیسی و یه اشکال خاص قاطی هم بود، تند تند ورق می‌زدم. دستور عمل انواع و اقسام شربتا یا اکسیر بود که برای هر درد بی‌درمونی دوا و خیلی چیزای دیگه؛ وقتی به صحفه آخرش رسیدم اعصابم خورد شد. توقع نداشتم تموم بشه. دلم می‌خواست بازم بخونم. نفس عمیق کشیدم و کتاب رو پرت کردم روی میز، از روی میز لیز خورد و افتاد پایین. رفتم ببینم کجا افتاد که دیدم افتاده تو آتیش! یا خدا آتیش کجا بود؟! شوکه شده بودم. نمی‌دونستم چیکار کنم، با پام محکم زدم توی آتیش تا خاموش شه. بعد از تلاش طاقت فرسا آتیش خاموش شد. از کتاب فقط جلدش مونده بود! معلوم نیست شنل پوشم کجا رفته؟ ای خدا چیکار کنم؟!

-چیکار می‌کنی؟

کتاب رو سریع برداشتم و پشتم قایم کردم و گفتم:

-هیچی!


romangram.com | @romangram_com