#دنیای_راز_مینا_پارت_81
مسیر مخالف رو پیش گرفت، خواست بره که یادم به نفرینم افتاد و سریع گفتم:
-صبر کن!
با خنده خبیثی برگشت که گفتم:
-ازت یه خواهش دارم.
-گوش میدم.
-میخوام نفرینم رو برداری!
شروع کرد خندیدن و دست زدن. وای خدایا خیلی خبیث بود!
-بالاخره گفتی!
-میدونستی میگم؟
-هرکی من رو ملاقات میکنه ازم یه درخواست داره؛ مثل تو!
با تعجب گفتم:
-یعنی تو مشکلای مردم رو حل میکنی؟
خندید و گفت:
romangram.com | @romangram_com