#دنیای_راز_مینا_پارت_366
دستش رو سمت مرد گرفت که با هول گفتم:
-نه نه! منظورم اينه چهطور زنده مونده؟!
كتاب شفا رو جلوم تكون داد و گفت:
-بهخاطر اين!
مرد داد زد:
-دزد كثيف كتابم رو پس بده.
از تو بغل شنل پوش بيرون اومدم و گفتم:
-چيكارش كنيم؟
-همينجا اينقدر ميشينه تا بميره!
-گـ ـناه داره.
شنل پوش به طرف اون مرد رفت و منم دنبالش رفتم. بالاي سر مرد ايستاد و گفت:
-بهتره از اين به بعد مواظب جلوی پات باشي؛ چون دفعه بعد كتاب شفايي وجود نداره كه مغز متلاشيت رو درست كنه!
مرد در تلاش بود از روي قبر بلند شه؛ اما نميتونست. حتما شنل پوش اينكار رو باهاش كرده بود.
romangram.com | @romangram_com