#دنیای_راز_مینا_پارت_313
یعنی شنل پوش هم من رو از یاد برده؟ با غصه گفتم:
-شما چهجوری اینجایید؟ روی زمین؟
مکثی کرد و گفت:
-بعد از رفتن تو شنل پوش دیوونه شد! به یه قاتل بیرحم تبدیل شد! هفتهها هیچکی خبری ازش نداشت تا...
-تا چی؟
به پشت سرم نگاه کرد و گفت:
-ما باید بریم!
برگشتم، لی لی و درک رو دیدم. آخر کوچه ایستادن و مثل مجرمها به من نگاه میکنن!
-کجا بریم؟
دستم رو گرفت:
-فقط بدو! پشت سرت رو نگاه نکن!
با هم میدوییدیم و من نمیدونستم کجا قراره بریم.
-میشه من رو ببری پیش شنل پوش؟
درحالی که نفس نفس میزد گفت:
romangram.com | @romangram_com