#دنیای_راز_مینا_پارت_287

-هی دِرِک!

مرد دستپاچه شد و گفت:

-سلام لی لی!

به زن نگاهی انداختیم. شبیه کارآگاه‌ها بود، زن با لحن مرموزی پرسید:

-می‌تونم بپرسم نزدیک مرز چیکار می‌کنی؟

با تعجب از خودم پرسیدم مرز؟ جسیکا توی گوشم گفت:

-فکر کنم اینا تازه ساعت نه شب از خواب بیدار میشن فعالیت‌شون شروع میشه.

درک دست و پا شکسته گفت:

-خب...می..بینی که دارم کمک می‌کنم.

لی لی نگاهی به ما کرد و گفت:

-شما از کی اجازه خروج گرفتین؟

خواست چیز دیگه‌ای بگه که درک پرید وسط حرفش و با حرص گفت:

-مسافرن!

با تعجب گفت:

romangram.com | @romangram_com