#دنیای_راز_مینا_پارت_278
-ساعت چنده؟
به ساعت بزرگ رو به روم که وسط خیابون زده بودن نگاه کردم و گفتم:
-هفت!
-برو بابا! ساعته خرابه، ما هفت از خونه اومدیم بیرون.
نگاه ساعت گوشیم کردم و گفتم:
-نه!
-تازه نه شده؟ انگار شهر مردگانه! روستا اینجور نیست که اینجا هست!
-شاید کسی اینجا نیست جز تعداد کمی.
-خب بیا بفهمیم!
نزدیک در خونهای شد و زنگ رو فشار داد. مردی اخمو در رو باز کرد و گفت:
-خجالت نمیکشی این موقع شب مزاحم میشی؟!
جسیکا با تعجب گفت:
-تازه ساعت نه...
romangram.com | @romangram_com