#دنیای_راز_مینا_پارت_231
-خب؟
روم رو اونور کردم و گفتم:
-بیشعور!
-میتونی آرزوی من رو برآورده کنی!
با ذوق پریدم بالا، برگشتم سمتش و گفتم:
-چه آرزویی؟
-حدس بزن.
با حرص نگاهش کردم و گفتم:
-معشوقهات رو زنده کنم!
-از ناتواناییات نگو.
ایشی گفتم. فکر کردم و بعد با احساس گفتم:
-عاشقتم.
نگاهی گذرا بهم کرد، دست به سینه ایستاد و گفت:
-بعدی!
romangram.com | @romangram_com