#دنیای_راز_مینا_پارت_213

-چی؟

-هیچ‌وقت یه یوزپلنگ سیاه همراه نگهبان نبوده!

راست میگی؟! تو رو خدا این رو از من جدا کن!

-تو چه‌جور آدمی هستی؟

تند تند پشت سر هم گفتم:

-ترسو، دست و پا چلفتی، ملنگ، دم دمی مزاج! من حیوونم یه گنجشکه!

با ترس گفت:

-من هیچی راجع به خصوصیات حیوون همراهت نمی‌دونم.

و در کسری از ثانیه غیب شد! با تعجب به جای خالیش نگاه می‌کردم که با خیس شدن پام پریدم عقب و با انزجار گفتم:

-تو پای من رو لیس زدی؟

هم‌چین نگاهم کرد که پام رو بردم جلو و گفتم:

-نوش جانت!

نمی‌دونم چرا حس کردم داره می‌خنده. حتما خل شدم! از ایستادن خسته شده بودم نشستم و گفتم:

-خیلی وقته دوستی ندارم.

romangram.com | @romangram_com