#دنیای_راز_مینا_پارت_169

-اوهوم.

-هرکی که قرار بود به این‌جا بیاد باقی مونده‌ی کشتیش به این‌جا رسید نه خودش!

-یعنی چی؟! درست توضیح بده!

کلافه از سوال‌های من گفت:

-هیچکی این جزیره رو نمی‌بینه که بخواد به طرفش بیاد، همه کشتیا تو مه گم میشن و عاقبت‌شون مرگ میشه.

با ناباوری نگاهش کردم؛ یعنی قرار نیست از این‌جا برم؟ گفتم:

-یعنی هیچ راهی نیست؟

یکم فکر کرد و گفت:

-چرا یه راهی هست!

ذوق زده کوفتگی بدنم رو فراموش کردم، بلند شدم و گفتم:

-چه راهی؟! هرچی باشه انجام میدم.

-اگه کسی که قراره بیاد دنبالت رو عاشقانه دوست داشته باشی؛ توی دریا که واسه‌ش گل بندازی مه کنار میره و جزیره رو می‌بینه.

آه از نهادم بلند شد.

-ولی من کسی رو دوست ندارم.

romangram.com | @romangram_com