#دنیای_راز_مینا_پارت_149

-یعنی چی؟

-خب شما دزد دریایی هستین، حتما می‌ترسن!

-دزد دریایی هستیم، هیولا که نیستیم!

بعد از چند دقیقه که به اسکله رسیدیم دیدیم تمام مردم شهر هیزاکی شمشیر به دست، تیر کمون به دست وایسادن! به به چه استقبال گرمی!

کاپیتان رفت جلو و داد زد:

-ما کاری به شما نداریم، آروم باشید!

بعد از این حرف افراده تیر کمون به دست کمان کشیدن آماده پرتاب شدن، کسی جلوتر از همه ایستاده بود انگار حاکم شهر بود گفت:

-برای چی اومدین شهر هیزاکی؟!

-برای استراحت، باور کنید!

حاکم سرش رو تکون داد و گفت:

-پس که این‌طور، بیاید پایین!

کاپیتان لبخند زنان از کشتی پایین رفت و مردا پشت سرش و من هم آخر از همه پایین رفتم. یه دفعه سربازا جلو کاپیتان رو گرفتن و گشتنش. کاپیتان عصبانی شد و گفت:

-معلوم هست چیکار می‌کنید؟

حاکم گفت:

romangram.com | @romangram_com