#دنیای_راز_مینا_پارت_137
کاپیتان:بهتره زیاد تو دست و پام نباشی.
-مرسی که من رو بهش ندادی.
پوزخند زد و گفت:
-فقط واسه حرص اون مردک دیوونه بود!
با حرص روم رو ازش برگردوندم، از تموم مردای این سرزمین متنفرم. عاشق شم؟! هه عمرا!
با یاد آوری شهری که باید برم برگشتم سمتش و گفتم:
-کی میریم هیرکانیها؟
-هیچوقت!
-یعنی چی؟
-یعنی همین که شنیدی.
ولی من باید برم؛ وگرنه میمیرم.
-واسهم مهم نیست!
-اون گفت شما رو هم میکشه.
-نمیتونه.
romangram.com | @romangram_com