#دنیای_راز_مینا_پارت_127
-زمین جای قشنگیه؟
آهی کشیدم و گفتم:
-خیلی!
-کشتیهای زمین چجوری هستن؟
خواستم بگم خیلی فرقی با کشتی خودتون نداره که کاپیتان داد زد:
-ایان!
و پسر کنارم که فکر کنم اسمش ایان بود دویید رفت.
****
خدمه کشتی مشغول بودن و هرکی سرش تو یه کاری گرم بود. یکی بادبان رو درست میکرد، یکی شمشیرا رو تیز میکرد. نگاه کاپیتان کردم که داشت کشتی رو هدایت میکرد، یکی رفت کنارش و نگاه من کردن. کاپیتان سرش رو تکون داد. یعنی چی داشت میگفت؟! اون پسر بعد از حرفش از پیشش رفت، از پله بالا رفتم.
کاپیتان:کاری داری؟
-من تا کی همراه شما هستم؟
-تا وقتی که شنل پوش بیاد.
با ترس گفتم:
-میخواین من رو بدید به اون؟
romangram.com | @romangram_com