#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_243

بابا+بروپسرم
منم ازجام بلندشدمو بعداز یه بااجازه سریع شالو پانچمو برداشتم ورفتم بالا.سپهرداشت میرفت تواتاقش که صداش زدم.
-سپهـــر!برگشت
+جونم؟
-کارمامان باباچیه؟
+مامان که دکترایی مامایی داره وباباهمه سه چهارتا کارخونه توتهران داره!
-جـــــدی میگی؟
خندیدوگفت:آره
-پس حسابی پولداریم نه!
+آره دیگــــــه
-اوهوم
+سوالی نیست ابجی خانوم؟
-نه میتونی بری اتاقت
+چشـــــــــــــم

romangram.com | @romangram_com