#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_216

+خیلی ممنون
-خواهش گلم
خلاصه که تا۷ خونه باباهمایون بودیم وبعدش برگشتیم خونه خودمون.نشستم شیک ومجلسی یه چمدون واسه خودم لباس اماده کردم.بعدشم پرواز کردم سمت تخت.ارتینم بشینه واسش خودش لباس جمع کنه.خخخخ
*********************
یه شلوار جذب سفید.تونیک سفید.پانچ خوشگل سبز تیرموهم پوشیدم.موهامم شل بستمو یه تیکشوهم ریختم توصورتم بقیشم ریختم دورم.شال سفیدموهم سرم کردم.یه کم کرم مرطوب کننده وضد افتاب ویه رژ صورتی کم رنگم زدم به لبام.گوشی موبرداشتم ورفتم پایین.چمدونارو قبلا ارتین برده بود پایین.نخ پانچمو محکم کردم.ساعت خوشگل سفیدمو هم تنظیم کردم.رفتم دم در.ارتین داشت چمدونارو میزاشت عقب فراری جیگرش.ایول.کفشای سفید اسپرتموهم پوشیدم.نگاه اخرو به خونه میندازم.
-ارتین ببندم درو؟کارت تموم شد؟
+اره ببند
دروبستمو رفتم طرف ماشین.از پشت سر دیدش زدم.شلوار اسلش مشکی تی شرت سفید.بیشعور عضله هاو اون خالکوبیشو واسه من میندازه بیرون.هلاکــــــــــــــــــ خالکوبی روی بازوشم.رفتمو سوارشدم.ارتینم اومد سوارشد.ازخونه رفت بیرونو وارد خونه اصلی شد.هوا بینهایت گرم بود
-ارتین
+بگو
اییششش ایکبیری
-نازی کجاست؟
+رفت پیش شوهرو بچه هاش
-اهاا

romangram.com | @romangram_com