#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_209
-ارتین باخودت چیکار کردی اخه؟چرا داری اینجوری میکنی؟
+من هیچیم نیست الناز.فقط یکم خستم
-میتونی راه بری؟
+اره کمکم کن
به سختی بردمش از پله ها بالاو روتخت خوابوندمش.پتو رو هم روش مرتب کردمو کنارش نشستم.دستشو آورد جلو ودستای سردمو گرفت تودستاش
-آرتین!کجابودی تاحالا؟چرا این شکلی شدی؟
هنوز داشتم اروم اشک میریختم.واقعا نمیدونم این همه اشکو از کجا میارم.
خنده تلخی زدو گفت:نریز اون اشکارو.من چیزیم نیست
-چرا هست!هست آرتین تومستی!
+نه من بایکی دوپیک مست نمیشم
-ولییییی شدیییییی
بلندشدمو گفتم:حمومو برات اماده میکنم.یه دوش بگیر بهتر میشی.مستی هم از سرت میپره
خواستم برم که دستمو کشید پرت شدم روش.صورتم دقیقا مقابل صورتش بودو نفساش بهم میخورد.
+الناز من مست نیستم(اما من قشنگ بوی الکل و میفهمیدم وقتی حرف میزد)بفهم!فقط سرم درد میکنه.قرص برام میاری؟؟
romangram.com | @romangram_com