#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_181

+ماشین خودمه دیگه
-پس چرامن تاحالا ندیدمش؟
+توخونه توپارکینگ بود
-اهاا
سوارشدمو دنده عقب گرفتم ورفتم ازدانشگاه بیرون.رسیدیم پشت چراغ قرمز.ارتین ازون موقع پشت سرم بود.حالا بزار یه کاری بکنم حالشوببریم.چراغ سبزشد واسش بوق زدم که اون بیفته جلو..راه افتاد یکم که گذشت رفتمو از کنارش سبقت گرفتم.رف
تم جلوشو واسش جفت راهنما زدم.انگارکه منظورمو گرفته باشه سرعتشو زیاد کردوخواست جلوبزنه ولی مگه میتونه؟؟؟عمرااا!من رانندگیم عااولیه.خلاصه که کلی وسط ماشینا ویراژ دادیمو اخرم نفهمیدم کی به خونه رسیدیم.ارتینم که نتونست ازم جلوبزنه.اینــــــــه!رسیدیم به خونه باریموت دروباز کرد.ماشینارو توحیاط پارک کردیموپیاده شدیم.سریع خودمو رسوندم به اتاقو بعدشم خودمو پرت کردم تو حموم.تو وان دراز کشیدم.آخیییـــشششش
خودمو شستمو حوله رومث لباس دور خودم پیچیدمو سفتش کردم.ازحموم اومدم بیرون وجلو اینه قدی وایستادم.موهای خیسم که حالا تاروی باسنم میرسید روی بازوهامو تقریبا پوشونده.حوله سفیدم که دورم پیچیدم مث یه لباس دکلته شده.اینجوری هم میشه رفت عروسی هااا!خخخ ولی بعدش باید فاتحمو بخونم.پاهای سفیدو کشیدم نمای خوبی داره.ازتوی کمد لباس زیر ویه شلوارک مشکی ویه تیشرت قرمز دراوردمو گذاشتم روی تخت تابپوشمشون.روبه تخت وایستادم دستم رفت سمت حوله تا بازش کنم که همون موقع درباز شد وارتین اومدتو.چشاش چهارتاشد با پروییی تماام سرتا پای منودید زد.جیغ زدم
بروووووووووووو بیـــررررووووووووونننننننننننن
به خودش اومدو سریع رفت بیرون.فقط همین یه رقموکم داشتم که خداروشکرر تکمیل شد.حالا من چیجوری برم بیرون؟؟؟اوووفــــ
موهامو خشک کردنو لباسامو پوشیدم.موهامو سفت بالای سرم بستم.یه رژ صورتی خوشگلن زدم به لبام.صندلامو پوشیدمو رفتم پایین.عاقاااا جوووونم براتووون بگه یه میزی چیده بود که آدم خود به خود گشنش میشد.گل از گلم شکفت.ارتینم وایستاده بود دست به سینه منونگاه میکرد.وقتی قیافه منودید ازته دل خندید.سرجام مث خودش دست به سینه وایستادم پاهاموهم به اندازه عرض شونه باز کردم.😊
-کجای من خنده داره؟؟
+اخه توگفتی گشنت نیس
-خوگشنم نیست که!
+باشه پس من میرم بخورم

romangram.com | @romangram_com