#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_149

+باشه من رفتم
اههههههههه توخونه خود ادمم راحتش نمیزارن.صورتموشستم اومدم بیرون.یه شلوار طوسی و یه تیشرت سفید که روش l miss you نوشته بود تنم بود.خوب بود باهمونا رفتم پایین.مامان وژیلا جون توسالن نشسته بودن.ژیلا بلندشد اومد طرفم گونمو بوسیدوگفت
+سلام عروس گلم خوبی؟؟
-سلام مامان جون بله ممنون خوبم
+بیا عزیزم.بیا این کاچی هاروبخور واست اوردم
-چشــم😫
شدیم اش نخـــــــــوررررده ودهن سوخته.یه عالمه کاچی مامان خانوم ژیلا جون کردن توحلقم.هرچی هم گفتم نمیخووووواممممم گفتن نخیر توالان ضعیف شدی و باید تقویت شب با کلی چرت وپرت دیگه.دیگه واقعا داشتم میترکیدم

کشیدم عقب وگفتم
-بخــــــدا بجون خودم دیگه جاندارم.بسمه!
ژیلا+خووب عزیزم پاشو به ارتین یه زنگ بزن ناهار بگیره
-منکه دیگه جاواسه ناهار ندارم
مامان اومد دم گوشم از لای دندوناش گفت
+الناز توغذانخوری دلیل نمیشه بقیه هم نخورن پاشو زنگ بزن

romangram.com | @romangram_com