#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_148
+خیلی بیشعووری احمق زنگ زدم حالتوبپرسم.مشکلی نداشتی دیشب؟درد نداری؟؟؟بیام پیشت
جیغ کشیدم-ولممممممممممم کنین عاااقاجووووون اههههههههههه
هردوشونو قطع کردم گوشیو هم خاموش کردم رفتم زیرپتو.یکی اومدتواتاقو بدم صدای مامان اومد
+الناز مامان خوابی؟؟؟
-نخیر مادرمنننننن مگه میزارن؟؟؟
+کیا؟؟
-دوستای احمقم.ازصبح هزارو سیصد باار زنگ زدن
+میخواستن حالتوبپرسن خو
-بعله میدونم همه نگران وضعیت منن
+پاشو..پاشو دخترم.بلندشو یه دوش بگیر بریم پایین.ژیلاجون پایینه.درست نیست توخواب باشی
-مامان جووون من بیخیال شو.خودش میدونه من خستم.بزاربخوابم مامان تادیروقت بیداربودم
+بـــه بــه!عملیات خوب پیش رفت؟دردنداری گلم؟؟؟
تازه فهمیدم چی گفتم.اوووفــــــــــــ واسه خلاص شدن ازدست مامان بلندشدمو گفتم
-نه خوبم توبروو منم میام
romangram.com | @romangram_com