#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_145
-میزنی؟؟
+اره
-کدومو؟؟
+همشو بلدم بزنم ولی گیتارو بیشتر دوست دارم
ایــــــول!پس عاقامون اینا گیتارم بلده بزنه!اصن به من چه پسره پپروو
-میشه بپرسم اتاقم کجاست؟؟
ابروش پریدبالا+اتاقت؟؟؟
-اره نکنه انتظارداری بگم اتاقمون
+خوب اره
-ارتین بیند درخواب پنبه دانه
+اتفاقا توبیداری هم میبینم
-هرهرهر....عمرا!
+حالا میبینی!دنبالم بیا
رفتم دنبالش.دریکی ازاتاقارو بازکرد.تقریبا دوتا به اخری!ژوووووووووووون😍پســــراینجاعالیه.یه تخت دونفره زرشکی باپاتختی و اباژورسفید!بعدتخت یه دربود که احتمال میدادم سرویس بهداشتی باشه.بعدشم پنجره بود بایه پرده سفیدویال زرشکی شیکــــ!یه تک مبل زرشکی بعدشم میزتوالت بزرگـــــ سفید روش هم پررررلوازم ارایشی وادکلون وعطر.اینوراتاقم که دیگه کمددیواری سفید!درکل عاالی بود.خوشم اومد!ولی ازهمه مهم تر عکسای خوشگل دونفره وتکی بودکه به دیوارانصب شده بود.یه شاسی بزرگـــــ بالای تخت نصب بود.تواین عکس من پشت به ارتین بودموارتینم ازپشت بغلم کرده بود.دستاش دورشکمم حلقه شده بود.منم یه دستم روی گردن ارتین واون یکی هم روی دستاش بود.سرمم ازپشت گذاشته بودم روی شونه ارتین.چشامم بسته بود!یه عکس تکی هن ازمن بود که طرفش عکس صورتم بود طرف دیگش یه دونه قدی که روی یه مبل زرشکی بودم.یه عکس تکی هم ازارتین که ژستش عاالی بود خودشم محشرافتاده بود.کرواتش شل بودودستشم روی کروات.کتشم انداخته بود روی شونشو نگاشم به دوربین بود وازهمه مهم تر اون عکسی بودکه نصف صورت من کنارنصف صورت ارتین بود.محشرررشده بود.دست ازنگاه کردن به درودیوارگرفتم وبه ارتین نگاه کردم که لباساشو عوض کرده بودوروتخت خوابیده بود
romangram.com | @romangram_com