#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_119

میخواستم بزنمش باتخت یکیش کنم.یااابـــــــو چلمنگـــــــــ.درحالی که زیرلب فحشش میدادم واسه خودم تشک وپتو اوردم بیرون
+اگه فحش دادنت تموم شد بگیر بکپ میخوام بخوابم
سرمو کردم زیرپتو وسعی کردم بخوابم.میدونستم روی زمین خوابم نمیبره.ولی پیش اونم نمیتونم بخوابم.احمق بیشعور بی فرهنگ.اومده تواتاقم هیـــچ!تختمم کرده مال خودش.اینقدر اینور اونور شدم تابالاخره خوابم برد

"ارتین"
اههههه همش تقصیر این ماماناس که من الان بایدبیخوابی بکشمـ.تیشرتمم دراورم ولی نخیـــر.خم شدم.کنارتخت جاشوپهن کرده بود.صورتشو میدیدم.موهای بلندش روی بالشت پخش شده بود.چه ناز خوابیده.دختر سرسختیه.میدونستم پیشم نمیخوابه.فقط میخواستم یکم اذیتش کنم.اخ که چقدر خوشگل شده بود.رقصش....چقدر زور زدم که صورتمو نگاهم بیتفاوت باشه.ازجام بلندشدمو رفتم بغلش کردم گذاشتمش روی تخت.یه ذره تکون خورد ولی دوباره اروم گرفت.چهرش شبیه یا فرشته کوچولوئه.خواستم برم خودم روی زمین بخوابم ولی بازم دلم خواست یکم این فرشته کوچولورو اذیت کنم.ازپشت دستمو دورش حلقه کردمو پاهاشم باپاهام قفل کردم.نمیدونم چیشد ولی به خواب ارومی فرورفتم.
************
"الناز"
میخواستم توجام غلت بزنم که احساس کردم توی یه جایی گیرکردم.ینی چی؟؟چشممو باز کردم.به شکمم نگاه کردم یه دست مردونه دورش حلقه شده بود.هاااااااا؟؟؟وایستاببینم!مگه من دیشب تقصیر این ارتین بیشعوور روزمین نخوابیدم؟پس چرا الان روتختم؟تازه بدتررررر توووی بغلللللللل ارتینممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟
بادرک موقعیت بایه جیغ خفیف سریع ازجام بلندشدم که باعث شد ارتینم ازخواب بیدار بشه.
-توبه چه حقی منوگررررفتیییی توی بغلللللتتتتت هاااااان؟؟؟؟؟
+به همون حقی که توازدیشب زن منی.قانونی وشرعی!نکنه یادت رفته.
-نخیر بدبختیام یادم نرفته.ولی قرارنیست من شب توی بغل توبخوابم.یادت نره که این ازدواج به خواست هیچ یک ازما نیست.فقط فرمالیتس.الان که هیچ توخونت هم بیام پیشت نمیخوابم.فهمیدی یانه؟؟؟
+هوووووی چته؟ترمز بریدی؟؟دیشب فقط دلم برات سوخت که گذاشتمت روی تخت.بایز میزاشتم روتخت بخوابی تاصبح ازکمر درد بمیری.نگران نباش منم عاشق سینه چاکت نیستم که بخوام شبا پیشم بخوابی.مطمئن باشه دیگه نزدیکتم نمیام

romangram.com | @romangram_com