#دختر شیطون_پارت_93
- تو همین اتاق عوض کن . دارم میرم حموم .زبونتو موش خورده یا خودم کوتاهش کردم ؟
بیششششعووور . میخواست تحریکم کنه جوابشو بدماا!
خاک تو مخم که نمیتونم جواب ندم .
پوزخندی زدمو گفتم
- نچ ! سرجاشه . پاش برسه ازش استفاده مفید میکنم .
از حاضر جوابیم خندش گرفت ولی خودشو کنترل کرد و رفت تو حموم و درم بست !
این اخر منو سکته میده !
دوباره ساعت اومد جلو چشممو یکی زدم تو سر خودم . وای دیر شد !!!
تند تند لباسو پوشیدم . خدارو شکر زیپشم از ب*غ*ل بود راحت بسته شد.
همینم مونده بود تو این هیری ویری برم از ارسام بخوام زیپمو ببنده
رفتم جلوی ایینه . خودم کف کردم !!
رنگش خیلی بهم میومد .
موهای فرمم فوق العاده شده بود.
واقعا این اولین بار بود توی
مهمونی به خودم میرسیدم .
همیشه نهایت آرایشم خط چشم و رژ بود .
با اعتماد به نفس نیمرخ شدم که چشمم به چاک کنار پام افتاد ..
ای داد بیداد چرا اینقدر بااازه ؟؟؟
تقریبا تا یکم زیر ب*ا*س*نم باز بود
اشکال نداره یعنی !!
وای اصلا حواسم به این نبود .
بیخیال بابا .یه نظر حلاله فقط امیدوارم بدتراز منم باشه .
تند اومدم از اتاق برم بیرون که در حموم باز شد و باز چشمم به جمال این ارسام جون روشن شد !
اونم اومد بیرون واول همه عین
اسکن از بالا تا پایینو از نظر گذروند .
به پام که رسید یکم مکث کرد و
اخماش توهم شد .
وای !! الان گیر میده یعنی ؟
همونجور که کمربند حولشو سفت میکرد پوزخند زدو گفت
- همیشه لباسات تو مهمونیا اینقدر بازه ؟
اخ که انگار زیر پاهای من اتیش روشن کردن !!
همیشه متنفر بودم از اینکه بیگ*ن*ا*ه محکوم بشم. اصلا به این چه ؟
صدامو بردم بالا و گفتم ..
@romangram_com