#دختر شیطون_پارت_89

- خفه بمیر .من باتو هیز تو یه اتاقم نمیخوابم . چه برسه به حموم !
بعد از کلی مسخره بازی رضایت داد برم حموم .
ترلانم رفت لاک بزنه .
حوصله داره هااا. منو بزاری ارایشم نمیکنم ... والا !
رفتم زیر دوش اب گرم .
خدا امشبو بخیر کنه با این ارسام
خودمم خیلی هیجان داشتم .
میخوان منو عروسشون معرفی کنن ؟
بعد فامیلشون نمیگن چرا اینا هنوز عقد نکرده تو یه خونه هستن ؟
سرمو تکون دادم تا حواسم پرت شه .
اگه اینجوری بود ارسام این کارو نمیکرد.
اصلا به من چه !!
از صبح از ارسام خبری نبود .
منم بعد حموم . رفتم واسه صبحانه
که با کتی جونو ترلان حسابی حال کردیم . راستش هی میخواستم بپرسم ارسام کجاست ولی چیزی نگفتم .
والا . یه وقت نمیگن این چرا نمیدونه نامزدش کجاست ؟؟
شک میکنن دیگه !
واسه همینم زیپ دهنمو بستم .
خدمتکارا هم همچین کار میکردن انگار امشب عروسیه !
من کلا خونسرد بودم . ولی ترلان خیییلی شاد بود و خیلیم از خانوادشون تعریف میکرد که حالا یعنی من نترسمو
استرس نگیرم .
ولی خدایی خیلی ریلکس بودم .
انگار نه انگار امشب باید جلوی یه جین ادم نقش نامزد آرسامو بازی کنم .
وای گفتم ارسام !!
دلم میخواست منحدمش کنم .
دیشب تا صبح خواب اون یارو جنه رو میدیدم که با اره برقی افتاده بود دنبالم .
کلا تو خواب همه ایل و تبار ارسامو به جز کتی جون ، مورد عنایت و لطف خودم قرار دادم .
پسره سادیسمی.جنون گاوی داره
اینقدر با ترلان مسخره بازی دراوردیم و کتی جونو خندوندیم که زمان عین برق و باد گذشت .
به خودمون که اومدیم ساعت پنج و نیم, شیش بود .
ترلان و کتی جون آوار شدن سرم که حالا که آرایشگاه نرفتی باید بزاری خودمون درستت کنیم !!
حالا بیا به اینا حالی کن بابا به خدا من به این رنگ روغنا عادت ندارم. همیشه هم عسل مسخرم میکرد که تو میخواستی پسر بشی خدا پشیمون شده .
خب چیکار کنم ؟ ارایش که میکنم بعد وسطای مهمونی حواسم پرت میشه یه وقت چشامو میمالم ر.ی.ده میشه تو ارایشم خب، عین زامبی میشم. گوش بدین بابا . خلاصه اونا دوتا بودنو من بدبخت یکی !

@romangram_com