#دختر شیطون_پارت_88
شاد و شنگول اومد داخل
- سلام به دخترای گلم .چرا نشستین هنوز ؟؟
دوتامون سلام کردیم و من گفتم
- وا ! خب چه فرقی داره کتی جونم ؟
میخواین پاشیم وایسیم ؟؟
خندید و گفت
- اذیتم نکن شیطون ! پاشین مگه نمیرین ارایشگاه ؟؟
اهههههه. راستی امشب مهمونیشونه هاااا !
پاک یادم رفته بود .
ولی خوب واسه اینکه جمعش کنم الکی خندیدم و گفتم
- نه کتی جون . آرایشگاه چرا ؟؟
مگه عروسیه ؟؟
چشماشو گرد کرد و گفت
- مادر نکنه میخوای ساده بیای ؟قربونت برم مثل ماه میمونی ولی به خودت برس این ارسامو دیوونه کن یکم بهش بخندیم !!
بعدم بی توجه به دهن باز من خودش غش غش خندید !!
این کتی جونم اره ؟؟ ماشالا از سن و سالش بعیده اینقدر شیطون باشه ها !
لبخند زدمو یه چشمکم قاطیش کردم کسی شک نکنه . گفتم :
- اون که بلهههه . چشم
دوتاشون هر هر خندیدن .
خدا قربونت برم اینارو شفا نده ما یکم بخندیم ....
خلاصه کتی جونو فرستادیم پی نخود سیاه و ترلان عین میمون درختی اویزوونم شد که لباست چجوریه و ببینمش .
منم که خبیییث !! نزاشتم نگاش کنه.
خخخخ. والا . باید سوپرایز شه .
کلی سر همین لباس حرصش دادم و بهش خندیدم آخرم یه تو سری بهم زد و شوتم کرد از تخت پایین گفت
- خااااک توسر گوربه گوریت کنن اوسگل !! حالا انگار لباسشو ببینم یه تیکش کم میشه
وای ترکیدم از خنده !!
منم کم نیوردم و گفتم
- خفه باوو. پاشو جمع کن خودتو میخوام برم حموم .
شیطون خندید
- ای جووونم . قربون تن بلوریت!وقت کمه میخوای باهم بریم من تورو بشورم تو منو !!؟؟
لباس کناریمو پرتش کردم .
خودش از خنده رو به مرگ بود .
خودمم خندم گرفت. خیلی جدیدا بیشعور شده بودااا . دختره بی حیا این ارتا روش تاثیر گذاشته بود . با حرص گفتم
@romangram_com