#دختر شیطون_پارت_86
فقط صدای عسل اومد که گفت :
- ...هی....نف....بر..گشته .
- الو .. الو عسل ؟؟ کی برگشته ؟؟ نشنیدم .
یهو فقط صدای بوق اشغال تو گوشم پیچید .
اه . لعنتی ! چرا اینجوری بود !؟
ینی کی برگشته ؟؟
خوب حتما مهمون دارن دیگه . بیخیال بابا ساعت یازده شبه .
خلاصه خودمو قانع کردم .
ولی خیلی دوست داشتم بدونم کی خونشون بود ؟؟
اخرشم با هزار تا فکر و خیال نفهمیدم کی خوابم برد ........
با تکونای شدید یکی از خواب بیدار شدم .
واااای خدا .
الان خوابم میپره !خورشید مارو ول کرد حالا اینا دست بر نمیدارن .
مرده شور هر کسی که الان داره خواب منو میپرونه
عین قمقمه ی آبی تکونم میداد منم کلا تو هنگ بودم .
به زور لای چشمامو یکم باز کردم .
خواستم فحش ناموسی بدم که دیدم ترلانه و داره با نیش باز نگام میکنه !
یهو سیخ نشستم رو تخت و گیج نه سلامی نه چیزی گفتم
- راستی تو دیشب کدوم گوری بودی ؟
نیشش گشاد تر شد و به حالت نمایشی سرشو انداخت پایین که حالا ینی مثلا الان خجالت کشیده خیر سرش,
منم که کلا ادم بی اعصابی هستم همچین زدم پس کلش که اخش بلند شد
- آخ ! چته خره ؟؟چرا میزنی اخه ؟
- تو ادم نمیشی ؟؟
- به قول تو ادم بشم که تو تنها بشی ؟
اخ که الان دلم میخواست
خرخرشو بجوم .یهو با جیغ گفتم
- بیشعور منو با این پسره ی روانیه سادیسمی تنها گذاشتی چرا اخه, دیشب داشت منو میکشت, تو نمیدونی این ارسام تعادل روانی نداره زود زنجیر پاره میکنه ؟
منو تنها میزاری پیش این ؟؟؟من به تو چی بگم اخه
همین جور داشتم تند تند غر میزدم سرشو اون بدبختم گوش میداد که یهو بلند گفت
-ااااا ساکت دیگه سرم رفت ,خب مگه تو ساکت میشی که من بگم؟
منم مثه این دخترای خوب نشستم چهارزانو رو تخت و اروم نگاش کردم
بدبخت کپ کرد !!
خندم گرفت ولی کنترل کردم و فقط لبخند ملیح زدم
@romangram_com