#دختر شیطون_پارت_66
ترلان با غضب نگام می کرد .
- تو ادم نمیشی نه ؟
- ادم بشم که تو تنها بشی نه؟
خواست بزنه تو سرم که سریع پیشگیری کردم .
- خودت گفتی جوابتو دادم دیگه .
قشنگ از چشماش معلوم بود دلش میخواد الان گازم بگیره .
ولی خوب چیزی نگفت !
منم دیدم مثکه کسی نیست دستشو گرفتمو کشوندمش سمت میز
- بیا برسیم به کارامون کوزت جونم . چرا خودتو ناراحت میکنی ؟
- کوفت ! ساعت دو و نیمه هااا .
- خوب باشه . کارتو بکن بهونه هم نیار واس منااااا . ولی خدایی زود نگذشت یکم ؟؟؟!
فقط نگام کرد که گفتم
- خو چیه؟؟ لابد نگذشته دیگهههه !
دستمالمو برداشتمو خم شدم زیر میزو نگاه کردم .
اوه ! چه لکایی ! معلوم نیست به خودشون غذا دادن یا به زمین !
حالت چهار زانو رفتم زیر میز و شروع کردم به تمیز کردن که یهو احساس کردم یکی نشست رو کمرم !!!!
قشنگ کپ کردم . زانوهام درد گرفتن . اومدم تکون بخورم دیدم نمیشه !
یهو ترلان صداش اومد که داشت میخندید و میگفت:
-پیتیکو پیتیکو
ای ناکسسسس . جیغ زدم
- ترررلااااااااان . گمشو پایین. خر گیر اوردی یا احساس سبک بودن بهت دست داده ؟؟؟ . کمرم شکسسسسست !
اصلا انگار نه انگار دارم له میشم .
فقط عین اینایی که منگلیسم دارن میخندید . وای خدا اینا رو تو اولویت شفاعت قرار بده .
الان پاهام میشکنه نشسته رو کمرم .
خاک تو سرش تلافی بهتر از این نبود آخه ؟
دیدم الانه که نصف بشم دوباره بلند تر جیغ زدم
- اییییی. ترلان نکبت !
الهی سنگ قبرتو با فاضلاب بشورم
لای خرمات گردو بزارم .!!! گمشو پایین . هرچی برجستگی مرجستگی بود صاف شد نکبت .
نصف شدمممممم. هوووووی
الوووو. صدا میاد . سمعکاتو روشن کن خررررر !
زده بودم رو مسلسل و ترور شخصیتیش میکردم که یهو تو اوج فحشام احساس سبکی بهم دست داد .
مثه اینکه بلند شد !!!
@romangram_com