#دختر شیطون_پارت_65

- خوااااهش. فقط یکم .
- چی بگم اخه دخترم !؟
من که دیدم به نتیجه نمیرسیم یه دستمال از پشتش برداشتمو دست ترلانو بازم کشیدم .
- ای . بابا کش نیست . دسته .
- جدی ؟؟؟ فک کردم سمه !!!
چشاشو گرد کرد و یهو جیغ زد
- نفس اینبار میکشمت !!
منم خندیدمو دویدم رفتم پشت میز که تا اومد بچرخه بیاد سمتم .
دوتا دستمو گرفتم جلوش
- نه نه .... تورو خدا نیا ! دفعه ی قبل یادت رفت ؟؟ . ببخشید دیگه !
یکم نگام کرد .منم قیافمو مظلوم کردم
چاره چیه ؟؟ میاد میکشتم خو !
مثه اینکه خر شد . صاف ایستاد و اول یه چشم غره ی هشتادوهشتی خفن رفت . بعدم روشو حالت قهر برگردوند !!
اوه . بله.مثکه قضیه جدی شد .
از پشت میز اومدم بیرون و از پشت ب*غ*لش کردم .
خواست دستامو از دور کمرش باز کنه که لپشو یه ب*و*س محکم کردم که خندش گرفت و با حالت نمایشی صورتشو پاک کرد و با اکراه گفت
- اههههه. پر تفم کردی ! هرچی اب و تف بود خالی شد رو من .خشکسالی نگرفتی ؟
غش غش خندیدمو سفت تر ب*غ*لش کردم
اونم برگشت ب*غ*لم کرد .دیدم خیلی صحنه هندی شد که با یه حالت مسخره,با یه د
ست از گردنش اویزوون شدمو افتادم تو ب*غ*لش
,پشت دست دیگمو گذاشتم رو پیشونیمو گفتم:
- آه ! ترلانم . تو عشق منی. من بی تو حتی تا دستشویی...نه .. نه اشتباه شد ...تا بهشت هم نمیرم !
یهو جدی شدمو ولش کردم .بی توجه به دهن بازش همونجور جدی گفتم
- بابا جمعش کن یه ساعته فاز رومانتیک گرفته واس من !! درضمن دیگه نمیای منت کشیااااا . گفته باشم !!
همونجوری داشت نگام میکرد که یهو صدای خنده کتی جون کل خونه رو برداشت .همینجوری میخندید و دست میزد .اشکایی که به خاطر خندش اومده بودو پاک میکرد .حالا من توکف اینم که کتی جون از کجا اومد ؟؟؟ خوبه راجب ارتا گاف ندادمااا .
وگرنه ترلان مو رو سرم نمیزاشت .
لبخند ژکوند زدمو فقط نگاشون کردم .
کتی جون خوب خنده هاشو کرد و اومد سمت من . ب*غ*لم کرد
- واااای . نفس . یه ساعته دارم نگاهت میکنم ,واقعا حق میدم ارسام دیوونت باشه .خیلی شیطونی دختر !
منم همونجوری موندم فقط دستمو متقابلا گذاشتم دور کمرش .
چی بگم والا .؟؟
خلاصه کتی جونم کلی دستمون انداخت و اوسگلمون کرد . دیگه داشت گریم میگرفت که رفت نشست پای همون مجلش !!!
خدایی این کتی جونم کودک درونش فعاله هاااا . ماشالا .

@romangram_com