#دختر شیطون_پارت_393

-- اره اونم هست .
یکم من و من کردم.
-- کتی جونم خب رها پیشم باشه
شما رهامو ببر .
گویا خیلی ضایع در خواست دادم
چون از اینور ارسام زد زیر خنده
از اونورم کتی جون منفجر شد !
خب چیکار کنم اخه . عجبا .
-- دختر اینقد پسرمو اذیت نکن
دوتاشونو میبرم اونم دوروز .
فکر کنم فشارم افتاد !
لیوان اب رو میزو برداشتم و
یه قلپ ازش خوردم .
ارسامم سرشو اورد کنار گوشم
وبا لحن خاصی زمزمه کرد
-- مثه اینکه مامانم باز نوه میخواد!
همینو که گفت من هر چی اب
تو دهنم بود و پاشیدم تو صورت
رهام !!!

ارسام قهقهه زد و من سریع گوشیو
برداشتم .
-- کتی جونم اصلا منم میام .
اینبار دیگه رهامم خندید .
خدا منو از این ماموت نجات بده
این کلا سیرمونی نداره !
خوبه صبح تا شب تو حلقشم .
خلاصه از کتی جون خداحافظی
کردم و ارسامم رضایت
داد از روپاش بلند شدم .
با چشم دنبال رها گشتم .
داشت با خودش بلند بلند حرف
میزد و میخندید .

@romangram_com