#دختر شیطون_پارت_392
بعدش کلا ترلان ارتا رو تحریم
کرد !!!
حقم بهش میدم اینا خطر ناک
شدن !
دیدم داره حوصلم سر میره تلفنو
زدم رو ایفن .
صدای کتی جون تو خونه پیچید
-- باشه مامان ؟؟
کنجکاو به رهام نگاه کردم چی باشه !؟؟ اونم با ذوق پرید بالا
-- باشه مامان جونم . پس بیا
بدو .
کتی جون غش غش خندی
د .
-- ای شیطون . گوشیو بده به مامانت
فوری نیشم باز شد .
-- جونم کتی جون میشنوم .
-- اها . خوبی مادر؟؟
رها و رهامو اماده کن میام
میبرمشون خونه خودم .
ترسا هم هست .
کتی جون خیلی وقت بود که
برگشته بود ایران و چند وقت یه
بار بچه هارو میبرد پیش خودش.
ولی الان اصلا خوب نبود .
چون این اقامون تازه از سفر
کاری برگشته و حسابی از هم
دور بودیم .
بعد الان یهویی تنها شیم
خیلی بهش خوش میگذره دیگه .
با تعجب به ارسام که نیشش
باز بود نگاه کردم .
-- عه؟ زلزله ترلانم هست !؟
کتی جون غش غش خندید .
@romangram_com