#دختر شیطون_پارت_391

شونه هاشو بالا انداخت و نشست
رو مبل کنار تلفن .
منم دیدم دقیقا کنار تلفن نشسته بی حرف رفتم گوشیو برداشتم
و نشستم روپاش !
والا بچه پرو میدونه اینجا جای
منه هاا.
باز فرتی میاد لنگر میندازه .
--الو ؟؟
-- سلام عروسک .
با صلای کتی جون ذوق کردم
-- عه ! سلام کتی جونم خوبید ؟
رهام تا اسم مامانجونشو شنید
همچین پرید گوشیو قاپید که
من به شخصه فکم افتاد !
-- الو... سلام مامان جونی خوبی؟
پشت چشمی براش نازک کردم و اومدم از رو پای ارسام بلند شم که نذاشت و سفت چسبیدم !
منم که چون خیلی ناراحت شدم
بی تعارف خودمو سفره کردم روش!
همچین لم دادم بیا و ببین .
رهام داشت همچنان فک میزد
و دخمرمم داشت کنترل تلوزیونو
میکرد تو حلقش .
یادمه یه مدت عین جارو برقی
شده بود مای بیبیشو که باز میکردم
انواع و اقسام وسایل گم شده
توش پیدا میشد !
(گلاب به روتون بچست دیگه)
منم که کلا ادم ریلکسی هستم .
اهمیت نمیدم ولی جاش همه
وسایلو ضد عفونی میکنم .
والا بزار بچه راحت باشه .
البته بهتر از بچه ی ارتا و ترلانه
اونا یه زلزله هلو پس انداختن

@romangram_com