#دختر شیطون_پارت_389

میومد پرت میکردم سمتش.
دوید رفت پشت باباشو با همه
تار و پودش جیغ کشید .
-- ماااماااانیییی غلط خوردم !
من همینجور که نفس نفس
میزدم رو زانو خم شدم و رو به
ارسام جیغ کشیدم ازون بلند تر !
-- ارسسساااام ! به این زلزله
یه چیزی بگووو . این دوتا اخرش
منو دق میدن !!
یهو من ساکت شدم و ارسام بدبخت باهمون
چشمای گرد شدش زمزمه
کرد .
-- رها کو !!¿¿
چشمای منم گرد شد و حمله
کردم سمت اشپزخونه .
با دیدن رها که تو ظرفشویی
بود جیغ خفه ای کشیدم و دویدم
سمتش !!
من نمیدونم این پسر به کی
رفته اینقد شیطون و تخسه !؟
منکه از همون اول اروم بودم !
نگا خواهرشو انداخته تو این
رفته ظرفامو به فنا بده .
این فسقل مامانم که خونه
هم منفجر شه صداش در نمیاد
صد در صد به خودم رفته !
ب*غ*لش کردم و با خنده نگاش
کردم که نیش اونم باز شد !
-- ای جان .
برگشتم و چشمم خورد به بشقابای
نفله شدم !
ارسامم داشت جمعشون

@romangram_com