#دختر شیطون_پارت_386

کنم
بغض سنگینی نشست تو گلوم
دل اون پست فطرتو من شکستم ؟
بدبخت میشدم تا ابروی اون
حفظ بشه !!¿
با صدای گرفتم حرفمو بلند
گفتم تا شاید اینقدر ظالمانه
حرف نزنه !
-- آبروتون حفظ میشد به قیمت
بدبختی من !؟؟
اینو کی گفته که دل پسرتونو
من شکستم . اون منو دوست
نداشت
عمو چنان عربده کشید خفه شو
که مو به تنم سیخ شد و چسبیدم
به ارسام !!
اونم دستشو سفت دور کمرم
حلقه کرد .
اونم با شکستن من داشت زجر میکشید و صبوری میکرد . اونم غرور داشت .
-- نفس تقصیری نداشت .
من ازتون میخوام یکم منطقی
فکر کنید . سامان زن منو به چشم یه عروسک خیمه شب بازی میبینه .
همین پسر شما باعث شد تا دم
مرگ بره !!
اینا به چشمتون نمیان ؟؟
عمو دسته مبلو فشار داد و با
نفرت زمزمه کرد .
-- اون احمق دوست داشت !
دیگه نتونستم جلوی اشکمو بگیرم و اولین قطرش رو گونم چکید
زنعمو با دیدن من جلو رفت
-- اون احمق اگر دوسش داشت جای یه مشت تن لش خودش دنبال
عشقش میگشت .
اون احمق اگر دوستش داشت

@romangram_com