#دختر شیطون_پارت_371
البته با نگاهای خیره ارسام در
اصل کوفتم شد !!!
شامو کنار هم خوردیم و اونشبم
به خوبی و خوشی گذشت و شد
قشنگ ترین شب زندگیم .
یه شب فوق العاده که بعد اون
همه سختی و انتظار افسردگی
بالاخره از ته دلم میخندیدم .
حالا که بهش فکر میکنم میبینم
واقعا خدا منو دوست داشت که
عشق ارسامو توی دلم گذاشت
اونم درست بعد از فوت بابام
نزاشت بی کسیو بچشم !
عشقم به ارسام درسته تاوان و روزای
سختی داشت اما به ارامش
الانم می ارزید !
البته این حس فوق العاده مال
الانم بود که هنوز داشتم ارسامو
دق میدادم !!
حدود یک هفته و نیم از روز
اعتراف ارسام به عشقش میگذره و منم
باز روحیه شادمو بدست اوردم و
کمتر میرم تو خودم .
دیگه همه چیزو سخت نمیگیرم
و مثل قبلنا سعی میکنم ناراحتیم
کوتاه باشه و همیشه سعی کنم بخندم !
روحیه مامان و نیمام عالی شده
ج
وری که واقعا باورم شد کل
ناراحتی و جو بده خونه واسه
خاطر من بوده نه بابا !
اخه خیلی وقت از فوت بابام میگذشت
@romangram_com