#دختر شیطون_پارت_369
دیگه تا ادامه راه سکوت کردیم
و چیزی نگفتیم .
برای خودمم بعد از اعترافش دوری
ازش سخت بود ولی خب این بهترین راه بود .
در اصل میخواستم ارسام با خودش و احساسش بیشتر کنار بیاد .
میخواستم یکم طعم ناراحتیو
بهش بچشونم تا بعد نگه من
سختی نکشیدم !!!
وقتی رسیدیم ماشینو پارک کرد
و از ماشین پیاده شد .
در سمت منو باز کرد و کمکم کرد
سنگینومو روی ارسام انداختم با کمکش وارد رستوران شدیم .
خجالت میکشیدم با این وضعیفم
ولی ارسام خیلی معمولی رفتار
میکرد .
انگار اصلا نگاه ها براش مهم نبود
ترلان با دیدن ما با خنده دستشو بلندکرد و تکون داد تا ببینیمشون .
این دختره ادم نمیشد .
بگو جلو این همه ادم نمیشد
ضایع بازی در نیاری؟
انگار ما کوریم نمیبینیمش .
این جلف بازیا چیه دیگه ! اه .
ارتا کنار ترلان نشسته بود و فقط
به حرکت خل و چلانه و ابرو بر
زنش عین دیوونه ها میخندید .
من موندم این ارتا عاشق چیه
این منگل شده ؟؟
کلا منو ترلان تنها نکته مثبتمون
کرم هایی بود که میریختیم و
همرو شاد میکردیم !!
دیگه کلا نکته مثبتی نداریم .
@romangram_com