#دختر شیطون_پارت_366

غرورم بهم نهیب زد .
من به خودم قول دادم .
داشتم کنترلمو از دست میدادم
و بد تر از همه صدای نفسای
بیقرار ارسام دیوونم میکرد .
من باید جلوشو میگرفتم .
اروم و بیجون هولش دادم
ولی فکر کنم بدن اونم سست
شده بود چون ازم فاصله گرفت
و قبل از اینکه بزاره چیزی بگم
سریع درو باز کرد و از ماشین
پرید بیرون .
دیدم که پشت به من به ماشین تکیه داد و موهاشو
چنگ زد .
منم از شدت خجالت کم مونده
بود گر بگیرم .
ما داشتیم وسط خیابون چه
غلطی میکردیم !¿¿¿¿
واقعا اینهمه زود وا دادم ؟
نفس حبس شدمو محکم بیرون
فرستادم .
برای بار سوم بود .
دستمو به ل*ب*م کشیدم و با حرص
به ارسام که برگشته بود و
با نگاه مخمورش نگام میکرد
خیره شدم .
یهو باز گوشیش لرزید و نگاهم
به سمت اسم ارتا کشیده شد
ارسامم رد نگامو گرفت و با دیدن
گوشیش اومد سمت در ماشینو
سوار شد .
خواستم اوار شم سرش که نگام
کرد و سریع پیشگیری کرد

@romangram_com