#دختر شیطون_پارت_357

به شما چیکار دارم ؟
برخلاف انتظارم ارسامم پشتمو
گرفت و به نشونه تایید حرفم
سرشو تکون داد
-- اره شما برید . من نفسو
میبرم میگردونم .

تقریبا قانع شدن . ولی هنوزم
صورت ارتا ناراحت بود .
بیچاره فکر کنم ترلان بهش
گفته بود من ع
اشق شهر بازیم
ترلان واسه اینکه جو رو عوض کنه
مثلا ,نا محسوس زد به بازوی ارتا
-- دیدی عزیزم ؟ این دوتا از
اولشم میخواستن مارو بفرستن
پی نخود سیاه !
ارتا خندید و ارسامم چیزی نگفت
منم خندم گرفت و بهش چشم
غره رفتم .
این خیلی پرو شده .
ارسام اومد سوار ماشین شد
و اون دوتاهم خدحافظی کردن
و رفتن سمت وسایل بازی .
اونقدر دلم میخواست باهاشون
برم ولی خب اصلا امکانش نبود
خر کشون بخوام سوار بشم .
اول همه میشدم سوژه ملت .
البته اینو فاکتور بگیریم کلا
کار غیر ممکنی بود .
ارسام ساکت رانندگی میکرد
منم حوصلم فجیح سر رفته بود
نرفتن به شهر بازیم بد جور

@romangram_com