#دختر شیطون_پارت_355
سمت ارتا .
تا ارسام رفت سریع نیشگونی از پهلوی ترلان گرفتم که جیغ خفیفی زد و گفت
-- چته وحشی . رم میکنی یهو!
با حرص و اخم گفتم
-- که عشقم بیاد نه؟
با لبخند مرموزی با ابرو به ارسام و ارتا که به سمتمون میومدن اشاره کردو گفت
چقدرم که تو ناراحتی الان
تا اومدم جوابشو بدم ارسام و ارتا بهمون نزدیک شدن .
خدا یا منو خوب کن یا اینو وردار
میترسم با این گچ پام بکوبم
فرق سرش !!
از یه طرف خوشحال بودم واسه
اینکه بعد مدت ها ارسام کنارمه
و از یه طرفم ناراحت بخاطر پام
که مجبورم کرده بود تو ماشین
بمونم .
ارتا با ارسام بهمون نزدیک شدن
و ارتا با لبخند زود تر از ارسام بهم
نزدیک شد .
-- سلام اتیش پاره
باصورت اویزون بهش سلام کردم
لبخندش عمیق تر شد .
روشو سمت ترلان برگردوند.
-- میبینی ترلان ؟ موندم این زلزله
این یک هفته رو چجوری ساکت نشسته !؟
ترلانم خندید و بهم چشمک زد .
خیلی ازشون حرصم گرفت .
تقریبا جیغ زدم .
-- بخدا اگه حرصم بدید همین گچ
پامو میکوبم تو فرق سرتوناااا !
دوتاشون زدن زیر خنده
ارسامم که کلا ساکت بود بالاخره
@romangram_com