#دختر شیطون_پارت_281
اومدم هم عروس قشنگمو ببینم هم بفهمم واقعا سرت به سنگ خورده داری ازدواج میکنی .با فرشته ای مثل نفس خیالم ازت کلا راحته .
بغض کردم . خدایا یعنی اخرشه ؟
میزاشتی اول از تو شوک بابام دربیام بعد واسه همیشه قید عشقمو بزنم !!
کتی جون شالشو برداشت
- اره دیگه عزیزم . بلیطم گرفتم شماهم حسابی خوش بگذرونید حالا بعدا مراسم عروسیتونم برنامه ریزی کنید که من نوه میخوام .
از لحن ذوق زدش حس مرگ بهم دست داد. این زن مهربون اگه از اون راه دور میفهمید پسرشو ول کردم نفرینم میکرد ؟؟؟
کم مونده بود اشکم در بیاد .
کتی جون ظهر بخیری گفت و بعد سفارش به من که استراحت کنم
از پله ها رفت بالا .
ارسام کلافه تو موهاش چنگ زد .
یه قطره اشک چکید رو گونم .
خدایا اگه من بمیرم همه راحت میشن نه ؟؟؟
صدای عصبی ارسام اومد .
- چرا گریه میکنی ؟؟
با عصبانیت و چشمای پر از اشک گفتم .
- چرا به مامانت نمیگی ؟؟؟
پوزخندی زد
- چی ؟؟ مگه احمقم ؟؟اینهمه تلاش کردم و بدبختی کشیدم که تهش بهش بگم ؟
موهامو چنگ زدم و عصبی بدونی که بفهمم چی میگم ، گفتم
- من نمیدونم .. تو خیلی پستی ارسام . چجوری دلت میاد مادرتو دور بزنی ؟؟ چرا بهش نمیگی که من عذاب نکشم ؟؟ ... چرا نمیگی نباید نوه شو از من بخواد ؟
چشماشو محکم بست و چیزی نگفت . ولی من مثل انبار باروت بودم که توش جرقه زدن . باز گفتم
- ساکت نباش ... ارسام مامانت گ*ن*ا*ه داره ..
جواب نداد ... چیزی نگفت .
چرا داشتم همه چیو تو سرش میزدم ؟؟!!! . تیر اخرم زدم .
نمیدونم چم شده بود . با جیغ و گریه جیغ زدم .
- خیلی پستی !
ارسام دیوونه شد ! چشماشو باز کرد و بلند گفت
- من پستم ؟؟... اگه منی که دارم یه نفرو فریب میدم پستم پس تو چی هستی که دوتا خانواده رو دور زدی ؟؟؟ ...نفس بهتره دهنتو ببندی !!
اول بابات بود . الان کی هست که جلو اونهمه ادم زخم خورده کمکت کنه ؟؟؟
دهنمو بستم ... به معنای واقعی خفه شدم . راست میگفت ؟
ادمای زخم خورده !!
با بهت به چشمای عصبیش خیره بودم که با صدای کتی جون انگار جون از تنم رفت.
- این چه طرز حرف زدنه ارسام ؟؟
@romangram_com