#دختر شیطون_پارت_279
دلم میخواست نیما رو ببینم و
برم تو ب*غ*لش زار بزنم .
چقدر اراده میخواست تو همچین حالی نقش بازی کردن . چقدر داداشم تحت فشار بود .هم نقش بازی کردن هم بستن دهن فامیل . هم برگردوندن من
من باید جبران میکردم .
تا خود تهران تو فکر بودم .
اصلا نفهمیدم چجوری گذشت .
حتی نهارم نخوردم .ارسام خیلی حرص خورد ولی اشتها نداشتم .
دلم اصلا چیزی نمیخواست .
تو مسیر برگشتنم اهنگیو گذاشت که برام اشنا بود .
خیلی اشنا ... ناخوداگاه همه
وجودم شد گوش ..
(احساس ارامش ... از احسان خواجه امیری .....)
پی حس همون روزام .
پی احساس ارامش ،
همون حسی که این روزا به حد مرگ میخوامش .
دلم میخواد . عاشق شم .
آخه فکرت شده دنیام .
اگه عاشق شدن درده ،
من این درد و ازت میخوام .
اگه این ، زندگی باشه .
من از مردن حراسم نیست .
یه حسی دارم این روزا .
شاید مردم ، حواسم نیست .
.........
بعد تو من از همه دنیا بریدم .
باورم کن . من به بد جایی رسیدم
لحظه لحظه زندگیمون با عذابه .
باورم کن....
حال من ، خیلی خرابه ....
......
اگه این ، زندگی باشه .
من از مردن حراسم نیست .
یه حسی دارم این روزا .
@romangram_com