#دختر شیطون_پارت_258
پسره بوقو .
با حرص دستامو زدم به کمرم و گفتم
- برای چی میخندی ! نکنه تو شبا با کت و شلوار میخوابی و کرابات میبندی !؟؟؟
عمو مسعود زد زیر خنده و کتی جونم با اخم رو به میلاد گفت
- راست میگه دخترم . برو شبا خودتو توایینه ببین بعد به عروسک من بخند !!
اینبار منم خندیدم و پرواز کردم سمتش !خیلی دوستش داشتم .
منو یاد مامانم مینداخت .
نشستم ور دلش و اونم با کمال میل دستمو گرفت و با محبت بهم خیره شد .
نادیا با لحن بامزه ای گفت
- خوبه والا . ماهم ازین مادرشوهرای مدافع میخوایم .
شبنم جون خندید و گفت
- چش سفید تو هنوز دهنت بو شیر میده مادرشوهر انتخاب میکنی !
نازنینم هنوز مجرده .
لب و لوچه نادیا کش اومد و گفت
- عه ! مامان ؟؟ . نازی ترشیده به من چه !!!
خندم گرفت . عاشق بحثاشون بودم چشم چرخوندم دنبال نازنین بگردم قیافشو ببینم که چشمم روش ثابت شد .
اینجارو . پس بگو ارسام جون دیشب منو با نازی جونش یکی کرده اون حرفارو تحویلم داده !!
نازنین و ارسام رویه مبل دونفره نشسته بودن .
اونقدر گرم حرف زدن بودن که اصلا صدای مارو نشنیدن .
با اینکه داشتم حرص میخوردم ولی خونسردی ظاهریمو حفظ کردم .
ارسام واقعا با سامان چه فرقی داشت ؟؟؟؟
سامان کاملا بی پروا و بدون پنهان کاری ل.ا.ش.ی بود !
فقط ارسام پنهان میکرد چهره واقعیشو .
لیاقتش همون نازنینه و امثال نازنین
نازی دختر بی بند و باری بود .
خودم بار ها دیدم تو مهمونیایی که گرفتیم با هر پسری دوست داشت جلوی چشم پدر و مادرش میر*ق*صید و اوناهم فقط نگاش میکردن .
واقعا اینجوری خیلی بد بود .
ماهم خانواده راحتی بودیم اما مردا و پسرامون متعصب بودن .
ولی این پولدارا که نصفشونم اونور اب بودن همه چیزو باهم قاطی میکنن . نمونش همین نازی!
با انزجار نگامو ازشون گرفتم و خودمو با کتی جون مشغول کردمداشتیم حرف میزدیم که اقا ناصر پیشنهاد دریا داد منم با سر قبول کردم .
تودلم عروسی بود . بالاخره میتونستم راحت برم دریارو از نزدیک ببینم .
همه استقبال کردیم .
اکثرا رفتن لباس بپوشن منم رفتم بالا . یه تونیک نازک سفید داشتم راسته کارم بود .سه سوته رفتم پوشیدمش با همون شلوار مشکی چسبون و شال مشکی !!
@romangram_com