#دختر شیطون_پارت_257
تو اوج سرعت یهو صدای شلیک خنده بلند شد !!
منم دستم به ترلان رسید و موهاشو گرفتم تو دستمو میکشیدم !! اخیشش اتیش درونم از صدای فحشاو جیغاش خاموش شد .
یهو حواسم جمع شد که تازه کجام !
بله .
مرسی سسسسوووتی !!!
با لباس ابی قلب قلبی و موهای گیس شده ایستادم جلوشون و دارم ترلان و ترور میکنم .
یعنی داشتن از خنده قالیو گاز میزدن !!!
دیگه ابرو ریزی بیشتر از این ؟؟
لبخند ژیکوندی به صورت سرخ از خندشون زدم
- عه!! سلام .ببخشید .
موهای ترلانو ول کردم و با سرعت جت رفتم از پله ها بالا .
هنوزم صدای خنده هاشون البته با صدای شدیدتر از پایین میومد .
یعنی خاک تو سرت کنن ترلانو .
ببین چیکارا که نمیکنه .
صدای نادیا اومد که بین خندش.بریده بریده می گفت
- ای جانم ! .. چه,...خوشمزه.. شده بود تو این.... لباسا .
خوبه والا .با این قیافم خوشمزه هم به نظر میام مثه اینکه !!
خداروشکر .
بازم به مرام نادیا .
دویدم تو اتاق تا به وضعم سر و سامون بدم .
الکی الکی از صدقه سری ترلان خانوم شدم مضحکه ی ملت !!
به لطف سوتی قشنگی که جلوی همه دادم الان کاملا هشیار و سرحال بودم .
حالا میموند یکم خورده حساب با ترلان که بعدا صاف میشد .
من موندم واقعا این بچه مرض داره ؟؟؟!! اخه بگو خب روانی میبینی گرفتم خوابیدم .
این کارات دیگه چیه !؟
کلا خانوادگی اینا مشکل روحی روانی دارن !
لباسامو بایه شلوار مشکی چسبون و یه بلیز که مدلش گشاد و بلند بود تا زیر ب*ا*س*ن پوشیدم .
گیس موهامم باز کردم .
چون از دیشب گیسش کردم بودم حالت گرفته بود .
موهامو جمع کردمو با کش بستم و از اتاق رفتم بیرون .
پیش به سوی سوتیای بعدی !!
از پله ها پایین رفتم . میلاد تا منو دید زد زیر خنده !!
اییی حرصم گرفت .ای حرصم گرفت که دلم میخواست حلق اویزش کنم
@romangram_com