#دختر شیطون_پارت_256

یهو به خودم اومدم و متوجه شدم هنوزم رو سرامیک سرد حموم نشستم و صورتم خیس از اشکه
سرمای سرامیکا حس بدی بهم منتقل میکرد .
ولی حتی فکرشم عذابم میداد
با وجود واقعیتی که مثل روز برام روشن شد و حسی که داشتم برای سرکوب کردنش بازم الان باید برمو کنارش بخوابم .
کنار مردی که هرچی بود و نبودو شکست !!
ولی من باید بازم همون نفس غمگین ولی خندون باقی بمونم .
اینم رو بقیه دردام .اینم رو باقیه بدبختیام .
سست و بیحال بلند شدم تا لباسامو بپوشم .
لباسم یه بلیز و شلوار ابی خوشرنگ بود که باهاشون عین دختر بچه ها میشدم . موهامم همونجور خیس با حوله یکم خشکش کردمو دوطرف گیسش کردم .
دیگه کپی بچه دبستانیا شده بودم
نفس عمیقی کشیدم و نگامو از صورتم تو ایینه گرفتم .
خدایا کمکم کن بتونم با قلبم مبارزه کنم .
وگرنه این بازیا واسم تلخ تر از چیزی که فکر میکردم رقم میخوره!
اهی کشیدمو در حمومو اروم باز کردم .
متاسفانه اینجا کاناپه هم نداشت که گردن دردو به خواب کنار ارسام ترجیح بدم !
به ارسام نگاه نکردم . ولی سنگینی نگاهش داشت کلافم میکرد.
رفتم گوشه ترین جای تخت و دراز کشیدم .
دیگه بیشتر از این جا نداشت که فاصله بگیرم !!
چون از رو تخت سقوط ازاد میکردم
پشتمو بهش کردم و بیتوجه بهش چشمامو بستم .
اونقدر خسته بودم که زود تر از اون چیزی که فکر میکردم خوابم برد .
صبح با تابش مستقیم نور روی پلکم, بیدار شدم .
وای بازم شروع شد !!!!
این حسی که الان داشتم و معرف حضور خیلیام هست بد ترین حسیه که یه ادم بدبخت عین من میتونه صبح زود موقع بیدار شدن داشته باشه !!
عصبی به اون پهلوم خوابیدم ولی بازم بعد چند لحظه نور شدید رو پلکم بود !!
اه . این خورشیدم حالا سیصد و شصت درجه میچرخه حال مارو بگیره !؟
عصبی و کلافه چشمامو باز کردمو اماده فحش دادن شدم که با دیدن ترلان که داشت فلش گوشیشو میزد تو چشمم دود از کلم بلند شد و فهمید همه چی زیر سر خوده عوضیشه !!!
همینجور که جیغ میزدم نیم خیز شدم نصفش کنم که پا به فرار گذاشت .
منم که کلا روانی شده بودم عین میگ میگ دویدم دنبالش !!
از اتاق خارج شدیم و ترلانم عین توپ تا پایین پله هارو تو سه دقیقه طی کرد !!
شیش تا پله رومیکرد یکی میرفت پایین که فقط من نگیرمش و حسابشو نرسم چون میدونست بگیرمش حسابش با کرام و الکاتبینه !!
عین زامبی ها دنبالش میدویدمو با جیغ میگفتم
- اگه راس میگی وایسا دختره بیشعور ! دست خالی ساندویچت میکنم.

@romangram_com