#دختر شیطون_پارت_253

- منظورت چیه ؟؟ خستم بود یادم رفت لباس ببرم با خودم . حالا هم بکش کنار چشماتم درویش کن.
پوزخند عصبی ای زد و جلو تر اومد
زمزمه کرد
- توقع داری باور کنم !؟؟
وای خدا این چش شده ؟
بخاطر یه اتفاق ساده چرا داره اینجوری میکنه؟
تا دو دقیقه پیش که خوب بود !
با خشم دندونامو روهم فشار دادم که خودمو کنترل کنم .
فقط با حرص گفتم
- از سر راهم برو کنار !!
بازم عین دیوونه ها پوزخند زد و نزدیک تر شد .
تقریبا توی ب*غ*لش بودم .
از رفتارش شوکه و عصبی بودم
چش شده بود !؟
با حرکت مثلا نوازشگرانه دستش روی بازوم انگار جریان برق بهم وصل شد !
موهای خیسمو با دست ازادش زد پشت گوشم . انگشت اشارشو بی توجه به حالت مات و گیج من کشید رو گونم و همونجور که خیره به چشمام بود زمزمش تنمو لرزوند فاصله ای نداشتیم .
نفساش به ل*ب*م میخورد .
- د نشد دیگه . اینجوری که اومدی جلوم رژه میری یعنی داری چراغ سبز نشون میدی نه ؟؟
دستشو با خشونت و مثلا برای نوازش کشید رو کمرم .
حالتاش عصبی و هیستیریک بود
داشتم قالب تهی میکردم .
ارسام روانی شده بود ؟
دستش رفت سمت بالا ی حولم .
خیره بود تو چشمام .
چشماش سرد و عجیب شده بود.
هنوز توشوک رفتارش خیره نگاش میکردم . چیکار میخواست بکنه ؟
وقتی بالای حولمو گرفت که بازش کنه تنم یخ بست .
اینکارو نمیکرد !!ارسام همچین ادمی نبود . ولی .. ولی این ارسام همیشگی نبود .
چش شده بود .
با حرکت دستش و شل شدن حولم برق سه فاز از کلم پرید و ناخداگاه دستم سفت حولمو چسبید .
باورش سخت بود . ولی حقیقت بود ارسام منو با دخترای خیابونی اشتباه گرفته بود ..
نمیدونم چی شد !
چرا نگاهمو نفرت و غم گرفت ؟

@romangram_com